پایان عصر شوم پروژههای راکد در آذربایجانغربی/ شمس تبریزی نشان داد ما میتوانیم
طرحهایی که نزدیک به دو دهه در پیچ وخم تصمیمات، کمبود اعتبار و ندانم کاریها گرفتار مانده بودند و برای مردم این سوال ایجاد شده بود که چرا پروژهای که میتواند افتخار یک شهر و استان باشد، سالها این چنین مورد بی توجهی و سو مدیریت قرار میگیرد؟
اما تجربه ورزشگاه ۱۵ هزار نفری ارومیه و این روزهای مقبره شمس تبریزی یک واقعت مهم را نشان داد؛ مشکل همیشه نبود زمان و منابع نیست، گاهی مشکل نبود اولویت است.
میخواهیم در قالب این یادداشت طرح مهم مقبره شمس تبریزی را مورد بررسی قرار دهیم؛ مطالعات این طرح از سال ۱۳۸۶ آغاز شد و عملیات اجرایی آن از سال ۱۳۹۶ کلید خورد؛ اما طی هفت سال، تنها حدود ۱۵ میلیارد تومان اعتبار به آن اختصاص یافت و پروژه به حدود ۲۲ درصد پیشرفت فیزیکی رسید؛ یعنی به طور میانگین سالانه حدود ۲ میلیارد تومان اعتبار!
اما ورق در سال ۱۴۰۳ برگشت. با نگاه مدیریت عالی استان به اولویت بندی پروژهها، تنها عرض ۲ سال، با اختصاص حدود ۲۳۵ میلیارد تومان اعتبار، سرعت اجرای پروژه چند برابر شد؛ میزان اعتباری که در عرض ۲ سال، ۱۵ برابر میزان هزینه شده در طول ۷ سال بود! روندی که نشان داد وقتی بخواهیم میتوان مسیر چندین ساله را در عرض چند ماه طی کرد.
پس از وعده استاندار آذربایجانغربی بر ضرورت تکمیل و بهرهبرداری از این پروژه، عملیات اجرایی آن در ۲ ماه گذشته سرعت چند برابری یافت تا اینبار وعدهها حتی در شرایط جنگی نیز روی زمین نماند.
همین شتاب در اجرا، باعث شد پروژه شمس تبریزی علاوه بر عبور از سالها توقف، دو رکورد اجرایی را نیز به نام خود ثبت کند؛ نخست حضور روزانه ۱۶۲ نفر از کارگران و عوامل اجرایی در یک پروژه فرهنگی و گردشگری و دوم اجرای کمسابقه گنبد مجموعه. جایی که سازهای با سطح حدود ۱۵۰ مترمربع که برای تکمیل آن حدود ۴۰ روز زمان پیشبینی شده بود، با حضور ۸ استادکار و ۴۰ نیروی اجرایی تنها در سه روز احداث شد.
امروز پروژهای که با سالها کش دادن به نماد نارضایتی مردم منطقه تبدیل شده بود، با هزینهای حدود ۲۵۰ میلیارد تومان به پایان رسیده و آماده افتتاح است؛ البته نه فقط به عنوان یک بنای فرهنگی، بلکه به عنوان نشانهای از امکانپذیر بودن تکمیل پروژههایی که سالها به حال خود رها شده بودند.
پیام این اتفاق روشن است؛ پروژههای نیمهتمام دیگر سرنوشت استان آذربایجانغربی نیستند. میتوان سالها درباره مشکلات حرف زد، یا با انتخاب درست، تصمیم گرفت که پروژهها از روی کاغذ به زندگی مردم بازگرداند.
شمس تبریزی نشان داد که فاصله بین یک پروژه خاک خورده و یک افتتاح بزرگ، گاهی فقط به اندازه یک تصمیم مدیریتی، یک اولویتبندی صحیح و یک اراده جدی است.
امروز مردم آذربایجانغربی شاهد هستند پروژههایی که سالها نماد تاخیر و ناکارآمدی بودند، یکی پس از دیگری در مسیر تکمیل قرار میگیرند؛ اتفاقی که میتواند آغاز فصل تازهای برای پایان دادن به میراث پروژههای نیمهتمام و پی ریزی سبک سازندهای از نحوه مدیریت در استان باشد.
شاید مهمترین دستاورد پروژه شمس تبریزی، نه فقط ساخت یک بنای فرهنگی، بلکه اثبات این حقیقت باشد که پروژههای روی زمین مانده زمانی دوباره زنده میشوند که ارادهای برای تمام کردن آنها شکل بگیرد؛ زیرا مردم بیش از آغاز پروژهها، چشمانتظار پایان وعدهها هستند.


