خانواده

«تو برای من چی داری؟»؛ وقتی قرار عاشقانه شبیه مصاحبه استخدامی می‌شود

منبع: همشهری آنلاین

یک سؤال عجیب می‌تواند تمام حال‌وهوای یک قرار عاشقانه را عوض کند: «تو دقیقاً چه چیزی به زندگی من اضافه می‌کنی؟»

همشهری آنلاین – مریم شیرافکن: شاید در نگاه اول سؤال منطقی به نظر برسد؛ بالاخره هر کسی حق دارد بداند رابطه‌ای که وارد آن می‌شود چه چیزی برایش به همراه دارد. اما مشکل از جایی شروع می‌شود که آشنایی دو نفر به یک جدول سود و زیان تبدیل شود؛ یکی درآمدش را حساب کند، دیگری ظاهر و جذابیتش را، یکی میزان توجهی را که می‌گیرد بسنجد و دیگری خدماتی را که قرار است ارائه کند. آیا واقعاً عشق باید این‌قدر حساب‌وکتاب داشته باشد؟

«تو برای من چی داری؟»؛ وقتی قرار عاشقانه شبیه مصاحبه استخدامی می‌شود

وقتی اولین قرار شبیه جلسه استخدام می‌شود

سال‌ها پیش شاید سؤال اصلی در یک آشنایی این بود که «از بودن کنار این آدم چه حسی دارم؟» اما امروز بعضی روابط از همان ابتدا با مجموعه‌ای از پرسش‌های اقتصادی و کاربردی شروع می‌شوند: شغل چیست؟ درآمد چقدر است؟ چه امکاناتی داری؟ چه کمکی می‌توانی به من بکنی؟

شناخت این مسائل به‌خودی‌خود ایرادی ندارد. تفاوت مهمی وجود دارد میان اینکه بخواهیم درباره ارزش‌ها، سبک زندگی و مسئولیت‌پذیری طرف مقابل بدانیم و اینکه بخواهیم او را مانند یک بسته خدماتی ارزیابی کنیم.

آدم‌ها فقط درآمد، ظاهر، مهارت یا امکاناتشان نیستند.

«چه چیزی برای ارائه داری؟» سؤال خطرناکی است؟

در یک رابطه سالم، هر دو نفر چیزی با خودشان می‌آورند؛ اما این «چیز» الزاماً قابل اندازه‌گیری نیست.

یکی ممکن است آرامش بدهد، دیگری شوخ‌طبعی. یکی شنونده خوبی باشد، دیگری در بحران‌ها قابل اتکا. یکی اهل تجربه و هیجان باشد و دیگری امنیت و ثبات بیشتری ایجاد کند.

حتی محبت، همراهی، صمیمیت و احساس امنیت هم چیزهایی نیستند که بتوان آنها را مانند درآمد ماهانه قیمت‌گذاری کرد.

مشکل زمانی ایجاد می‌شود که فرد احساس کند برای دوست‌داشتنی بودن باید ثابت کند «چقدر ارزش اقتصادی یا کاربردی» دارد.

رابطه قرار نیست معامله باشد

هیچ رابطه سالمی یک‌طرفه نیست. هر دو نفر باید برای رابطه وقت بگذارند، مسئولیت بپذیرند، مرزهای یکدیگر را رعایت کنند و در روزهای سخت کنار هم باشند.

اما این با معامله فرق دارد.

در معامله، سؤال این است: «من چه می‌دهم و در مقابل چه می‌گیرم؟»

در رابطه، سؤال مهم‌تر می‌تواند این باشد: «آیا ما در کنار هم آدم‌های بهتری می‌شویم؟ آیا به یکدیگر احترام می‌گذاریم؟ آیا بودن کنار هم احساس امنیت و آرامش ایجاد می‌کند؟»

این دو نگاه ممکن است از بیرون شبیه هم به نظر برسند، اما نتیجه‌شان کاملاً متفاوت است.

چرا بعضی آدم‌ها مدام دنبال محاسبه سود رابطه‌اند؟

ترس از آسیب دیدن، تجربه یک رابطه ناموفق، فشارهای اقتصادی یا حتی موج محتوای شبکه‌های اجتماعی می‌تواند باعث شود بعضی افراد رابطه را بیشتر از زاویه «سود و ضرر» ببینند.

در این نگاه، عشق تبدیل می‌شود به نوعی سرمایه‌گذاری: چه کسی بیشتر می‌دهد؟ چه کسی کمتر هزینه می‌کند؟ چه کسی انتخاب‌های بیشتری دارد؟ چه کسی باید امتیاز بیشتری بگیرد؟

این نوع نگاه شاید احساس کنترل ایجاد کند، اما یک مشکل جدی دارد: انسان مقابل را از یک «آدم» به یک «مجموعه ویژگی و مزایا» تبدیل می‌کند.

پس قبل از رابطه چه چیزهایی باید سنجیده شود؟

اتفاقاً شناخت منطقی طرف مقابل ضروری است. اما به جای اینکه فقط بپرسیم «چه چیزی برای من داری؟»، بهتر است درباره چیزهای مهم‌تری حرف بزنیم:

آیا مسئولیت‌پذیری؟

آیا در اختلاف نظر می‌توانی محترمانه گفت‌وگو کنی؟

نگاهت به تعهد چیست؟

با پول، خانواده، کار و استقلال فردی چگونه برخورد می‌کنی؟

در شرایط سخت چه رفتاری داری؟

و مهم‌تر از همه: آیا ارزش‌های اساسی‌مان به یکدیگر نزدیک است؟

این پرسش‌ها شاید به اندازه میزان درآمد یا ظاهر در یک نگاه هیجان‌انگیز نباشند، اما برای ساختن یک رابطه واقعی اطلاعات بسیار بیشتری به ما می‌دهند.

شاید مهم‌ترین چیزی که به رابطه می‌آوریم، خودمان باشیم

هیچ‌کس قرار نیست وارد رابطه شود تا ثابت کند «چقدر می‌ارزد».

آدمی که وارد یک رابطه می‌شود، مجموعه‌ای از تجربه‌ها، شخصیت، احساسات، توانایی‌ها، ضعف‌ها، رویاها و نیازهای خودش را با خود می‌آورد.

قرار نیست دو نفر یکدیگر را کامل کنند؛ قرار است در کنار هم، بدون اینکه هویتشان را از دست بدهند، زندگی قابل‌قبول‌تری بسازند.

بنابراین اگر روزی در یک قرار از شما پرسیدند «خب، تو چه چیزی برای ارائه داری؟»، شاید لازم نباشد فوراً فهرستی از توانایی‌هایتان ارائه کنید.

گاهی سؤال مهم‌تر این است:

«آیا ما اصلاً برای یکدیگر مناسب هستیم؟»

چون رابطه موفق الزاماً رابطه‌ای نیست که در آن هرکس بیشترین چیز را برای دیگری داشته باشد؛ رابطه‌ای است که در آن دو نفر بتوانند بدون تبدیل کردن یکدیگر به کالا، ارزش واقعی حضور هم را ببینند.

منبع : https://medium.com/

منبع: همشهری آنلاین

منبع: همشهری آنلاین

دکمه بازگشت به بالا