از گهواره تا معرکه؛ ارتش بیغروب جانفدا؛

به گزارش خبرنگار خبرگزاری بسیج از سمنان ؛ در پناه این دستها، کودکی با پاهای معلق نگاهش پهنای حماسه را وجب میکرد و طفلی دیگر، غرش تکبیرها را امنترین لالایی جهان یافته و آرام گرفته بود؛ درست کنار تصویر امام شهید که بر دیواره کالسکه لبخند میزد، گویی تعبیر عینی همان بشارت پیر جماران را تماشا میکرد: «سربازان من در گهوارهها هستند.»
اینجا آوردگاه نظامی نبود؛ تجلی هیبت ایمان یک ملت بود.
طلایهدارانش مادرانی با سربند سبز، پرچم سرخ و چادرهایی مواج در بادند؛ شیرزنانی که طفل شیرخواره را سند اقتدار این خاک کردهاند تا خواب از چشم اندیشکدههای غرب و نقشهکشان کاخ سفید بربایند؛ همانها که سالهاست روی گسست نسلها و خاموشی غیرت ایرانی قمار میکنند.
رسم جانفدا ساده است؛ هر که آمد، هستیاش را نذر این بیرق کرد…
جانفدا مادری است که پارهٔ تنش را آورده تا این خیمه هرگز تنها نماند…
جانفدا کینهای مقدس در رگهای این تبار است؛ آتشی خاموشناپذیر که هیچ اماننامهای را نمیپذیرد…
و جانفدا لشکری است که شکست در قاموسش نمیگنجد؛ از دل گهواره قد میکشد، در رگهای زمان امتداد می یابد و محاسبات دنیای غرب را زیر چرخهای خود له میکند…
هنوز آن انگشتهای کوچک کالسکه را رها نکردهاند دستهای نوپایی که فردا هنگام علمداریشان میرسد تا داستان ایستادگی و خونخواهی مادرانشان را سینه به سینه برای آیندگان روایت کنند..


