روایتی که از شعار شروع نمیشود!

خبرگزاری مهر – مجله مهر: در خیابان فلسطین، به سمت میدان پیاده میروم تا خودم را به مسیر خیابان انقلاب برسانم. صبح تازه شروع شده و سرمای زمستان هنوز بیملاحظه روی صورت مینشیند. خیابانها آرامشی که خبر از شلوغی میدهد را روایت میکند، چشمم را میدهم به آدمهایی که مطمئنم مقصدشان یکی است؛ راهپیمایی ۲۲ بهمن. چند نفر آرام و بیعجله قدم برمیدارند، انگار هرکدام زمان خودش را با این صبح سرد تنظیم کرده است.
نگاهم گیر میکند به خودرویی که با سماجت دنبال جای پارک میگردد. ماشین بالاخره میایستد. مرد خانواده پیاده میشود؛ اول کت ضخیمش را از صندلی عقب برمیدارد و میپوشد، بعد میرود سراغ صندوق عقب. کالسکه را بیرون میکشد، بازش میکند، پیچ آخرش را سفت میکند. همهچیز با دقتی انجام میشود که عجلهای در آن نیست. بعد برمیگردد سمت همسرش تا بچه را بگیرد.
زن هم پیاده میشود. کودک را با احتیاط در آغوش پدر میگذارد و لحظهای مکث میکنند؛ مکثی کوتاه، شبیه نفس تازهکردن قبل از راه افتادن. کالسکه راه میافتد و خانواده، بیآنکه حرفی بزنند، در همان مسیری حل میشوند که بقیه هم به آن میروند؛ مسیری که صبح ۲۲ بهمن، آرامآرام از خیابان فلسطین به خیابان انقلاب میرسد.
منبع:خبرگزاری مهر